زنی که پس از مرگ الهه شد؛ کشف سنگ مزار عجیب و باستانی در ترکیه

Rate this post

یک سنگ‌افراشته (استل) مرمرین که از گورستان باستانی آنتیوخ به دست آمده، چشم‌انداز کمیابی از هویت زنان طبقه نخبگان، باورهای مربوط به مرگ و تصویرگری‌های ایزدی را در جهان اواخر دوره هلنیستی پیش چشم ما می‌گشاید.

مجله اینترنتی باستان شناس : کشف یک استل جنائزی (سنگ قبر یادمانی) ۲۱۰۰ ساله در آنتیوخ باستان (انطاکیه)، پرتو جدیدی بر نحوه یادبود زنان در اواخر دوره هلنیستی و چگونگی شکل‌گیری هویت محلی از طریق قدرتمندترین نمادهای ایزدی شهر می‌افکند.

این بنای یادبود مرمرین در سال ۲۰۱۷ طی یک کاوش نجات‌بخشی در شهر انتاکیه (واقع در استان هاتای ترکیه کنونی) و در محدوده گورستان (نکروپلیس) شهر باستانی «آنتیوخ در کنار رود اورونتس» کشف شد. این اثر که اکنون در موزه باستان‌شناسی هاتای نگهداری می‌شود، اخیراً در یک مطالعه نمایه شناختی و نمادشناسی (ایکونوگرافیک) دقیق توسط سه پژوهشگر به نام‌های مراد چکیلمز (Murat Çekilmez)، نیلای ایگرک (Nilay İğrek) و علی چلیکای (Ali Çelikay) در مجله علمی OLBA بررسی و نتایج آن منتشر شده است.

زنی که پس از مرگ الهه شد؛ کشف سنگ مزار عجیب و باستانی در ترکیه
حکاکی شده از سنگ مرمر سفید ریزدانه، 76 سانتی متر ارتفاع دارد و به شکل یک نایسکو شماتیک است، یک قاب کوچک معبد مانند که معمولا در بناهای تدفین هلنیستی استفاده می شود. چکیلمز، م.، و. al.، 2026، OLBA

این اثر باستانی با وجود ترک‌های جزئی، فرسایش و بخش‌های آسیب‌دیده، تا حد زیادی سالم باقی مانده است. این سنگ قبر که از سنگ مرمر سفید دانه ریز تراشیده شده، ۷۶ سانتی‌متر ارتفاع دارد و به شکل یک «نایسکوس» (naiskos) شماتیک ساخته شده است؛ نایسکوس‌ها قاب‌های معماری شبیه به معابد کوچک بودند که در بناهای جنائزی دوره هلنیستی کاربرد فراوانی داشتند. بخش بالایی آن شامل تزیینات گوشواره‌ای (acroteria)، یک سنتوری (pediment) ساده و یک کتیبه یا آرشیتراو بدون تزیین است، در حالی که تابلوی برجسته‌کاری مرکزی آن، صحنه‌ای با چیدمان دقیق از دو پیکره زن را به تصویر کشیده است.

آنچه در این مقاله می خوانید

  • زنی درگذشته در سیمای الهه «توخه»
  • زنی دیگر در جامه سوگواری
  • قابی شبیه به معبد برای جاودانگی
  • تاریخ‌گذاری اثر: ۱۵۰ تا ۱۰۰ پیش از میلاد
  • دریچه‌ای کمیاب به جهان تدفینی آنتیوخ

زنی درگذشته در سیمای الهه «توخه»

چشمگیرترین پیکره در سمت راست این نقش‌برجسته دیده می‌شود. او روی یک صندلی چوبی روکش‌دار (دiphros) نشسته و در مقایسه با زن ایستاده‌ای که روبروی اوست، بزرگ‌تر و با ظرافت و جزئیات بیشتری تراشیده شده است. پژوهشگران بر اساس یک کتیبه یونانی دو خطی که در پایین صحنه باقی مانده، او را به عنوان فرد متوفی شناسایی کرده‌اند که به احتمال زیاد زنی به نام «آنتیگونا» بوده است.

آنچه این پیکره را به شدت حائز اهمیت می‌کند، پیوند بصری آن با «توخه آنتیوخ» (Tyche of Antioch) یعنی الهه نگهبان و محافظ این شهر باستانی است. مجسمه اصلی توخه که توسط اوتیخیدس سیکسیونی در اوایل دوره هلنیستی ساخته شد، به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای تصویری آنتیوخ بدل شده بود. توخه معمولاً در حالت نشسته، با تاجی کنگره‌دار (به شکل دیوارهای شهر) بر سر و در حالی که رودخانه اورونتس در زیر پای او جریان داشت، تصویر می‌شد.

البته زنِ تصویر شده روی این استل، تمام ویژگی‌های نمادین و ایزدی توخه را به همراه ندارد؛ هیچ پیکره‌ای به نشانه رودخانه زیر پای او نیست، خوشه گندم یا شاخه نخل در دست ندارد و تاج با شکوه شهری نیز بر سرش دیده نمی‌شود. در عوض، او یک تاج کوچک‌تر (polos) بر سر دارد و به جای یک صخرہ یا کوه نمادین، روی یک چهارپایه ساده نشسته است.

این تفاوت ظریف، بسیار کلیدی است؛ این تصویر سازی قصد ندارد زن متوفی را به عنوان یک الهه معرفی کند، بلکه او را به عنوان یک زن فانی نشان می‌دهد که به عمد از زبان بصری و ژست الهه حامی آنتیوخ برای یادبودش استفاده شده است. این انتخاب هنری نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی، هویت و ارادت مذهبی اوست. متوفی با اتخاذ ژست توخه، خود را به معتبرترین نماد شهر پیوند داده، در حالی که همچنان ویژگی‌های انسانی و زمینی‌اش حفظ شده است. نتیجه کار، یک تصویر جنائزی با طراحی هوشمندانه است که خاطره شخصی فرد را با نمادهای مذهبی و مدنی شهر گره می‌زند.

از سراسر وب

زنی دیگر در جامه سوگواری

پیکره دوم در سمت چپ نقش‌برجسته ایستاده است. او کوچک‌تر، لاغرتر و با جزئیات کمتری کار شده و جامه‌های سنتی (کیتون و هیماتیون) تمام بدن او را پوشانده است. ژست او به گونه‌ای از سبک «پودیکیتیا» (Pudicitia) تعلق دارد؛ تیپ بدنی و ژست خاصی در هنر جنائزی هلنیستی که نماد حیا، اندوه و وقار زنانه به شمار می‌رفت.

پژوهشگران بر این باورند که این زن ایستاده احتمالاً خدمتکار یا یکی از خویشاوندان نزدیک زن متوفی بوده است. مقیاس کوچک‌تر او و قرارگیری‌اش در نقطه مقابل زن نشسته، این فرضیه را تقویت می‌کند که او شخص اصلی مورد تجلیل در این بنا نبوده است. همچنین دست بالاآمده و بدن پوشیده او کاملاً با زبان بصری سوگواری و کنترل احساسات در سنگ‌افراشته‌های جنائزی آن دوران همخوانی دارد. این دو پیکره در کنار هم، صحنه‌ای از وداع، یادآوری و تمایز طبقاتی-اجتماعی را خلق کرده‌اند.

قابی شبیه به معبد برای جاودانگی

فرم معماری این استل نیز نقشی کلیدی در معنای آن ایفا می‌کند. پیکره‌ها درون فضایی قاب‌بندی شده قرار گرفته‌اند که نمای بیرونی یک معبد کوچک به سبک ایونیک (ایونی) را تداعی می‌کند. این فرم صرفاً جنبه تزیینی نداشته است؛ در هنر جنائزی هلنیستی، قرار دادن متوفی در چنین فضایی شبیه به «نایسکوس»، به نوعی مقام او را بالا می‌برد و وی را در یک فضای معماری مقدس قرار می‌داد.

این مطالعه استدلال می‌کند که این دو زن به‌گونه‌ای بازنمایی شده‌اند که گویی درون اتاق اصلی (cella) یک معبد ایستاده‌اند. این بستر بصری مفاهیمی چون جاودانگی، رستاخیز و تداوم حیات پس از مرگ را بیان می‌کرد. در باور انسان باستان، مرگ به عنوان یک نابودی مطلق قلمداد نمی‌شد، بلکه نوعی خواب موقتی بود که با شکل دیگری از حضور مداوم دنبال می‌شد.

تاریخ‌گذاری اثر: ۱۵۰ تا ۱۰۰ پیش از میلاد

از آنجا که این استل طی یک کاوش اضطراری به دست آمده و لایه‌بندی باستان‌شناسی دقیقی برای آن ثبت نشده بود، محققان نتوانستند از طریق گاه‌نگاری لایه‌ای (استراتیگرافی) آن را تاریخ‌گذاری کنند. در عوض، آن‌ها به مقایسه سبک‌شناختی این اثر با استل‌های جنائزی مشابه در آنتیوخ، آناتولی غربی، ازمیر (Smyrna)، افسوس (Ephesus)، خیوس (Chios) و دیگر مراکز هلنیستی روی آوردند.

این مقایسه‌ها زمان ساخت اثر را بین ۱۵۰ تا ۱۰۰ پیش از میلاد نشان می‌دهند. چین‌و‌شکن‌های ضخیم و نوارمانند لباس‌ها، کاهش پویایی و حرکت در پیکره‌ها و اقتباس از تیپ‌های بدنی کلاسیک و هلنیستی متقدم، همگی با زبان هنری اواخر دوره هلنیستی مطابقت دارند.

نکته جالب دیگر در کتیبه این اثر وجود دارد؛ در این متن نام آنتیگونا آمده و واژه «آلیپوی» (alypoi) به معنی «بی‌غم» یا «آزاد از رنج» به چشم می‌خورد. پژوهشگران اشاره می‌کنند که لحن و نگارش کتیبه ممکن است نشان‌دهنده این باشد که از این استل بعداً برای یک تدفین ثانویه (احتمالاً برای یک مرد) استفاده مجدد شده است، هرچند که خود نقش‌برجسته تنها پیکره‌های زن را نشان می‌دهد.

دریچه‌ای کمیاب به جهان تدفینی آنتیوخ

این استل از آن جهت بسیار ارزشمند است که چندین لایه از فرهنگ اواخر دوره هلنیستی را در یک‌جا جمع کرده است: بزرگداشت زنان طبقه نخبگان، ارادت مذهبی محلی به الهه توخه، نمادگرایی مرگ و سنت‌های هنری مشترک میان آنتیوخ و حوزه وسیع‌تر شرق مدیترانه.

این کشف به ما یادآوری می‌کند که بناهای جنائزی باستان، نشانگرهای مجهول و منفعل قبور نبوده‌اند؛ بلکه بیانیه‌هایی پرقدرت درباره هویت، جایگاه اجتماعی، باورها و وابستگی‌های فرهنگی به شمار می‌رفتند. در این نمونه خاص، زنی از اهالی آنتیوخ، در سیمای الهه نگهبان شهر خود و درون معبدی مرمرین از خاطره‌ها، برای ابدیت به یادگار سپرده شده است.



Rate this post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *