فرار از اتاق با یک سنجاق سر؛ هیچ تلفنی برای کمک خواستن وجود ندارد!

فرار از اتاق با یک سنجاق سر؛ هیچ تلفنی برای کمک خواستن وجود ندارد!
Rate this post

به گزارش خبرنگار مهر، استیون کینگ نویسنده آمریکایی است که او را به عنوان «پادشاه وحشت» ملقب کرده‌اند. کینگ رمان‌ها و داستان‌های کوتاه بسیاری به‌ویژه در ژانرهای وحشت، جنایی و علمی تخیلی نوشته است. برخی از آثار او مانند «آن»، «پیاده‌روی طولانی»، «کری»، «میزری» و «درخشش» ستایش منتقدان را به خود جلب و فروش بسیار بالایی را تجربه کرده‌اند. از رمان‌های کینگ اقتباس‌های متعددی نیز انجام شده است و معروف‌ترین آنها «رستگاری در شاوشنک» به کارگردانی فرانک دارابونت، «درخشش» به کارگردانی استنلی کوبریک و «در کنارم بایست» به کارگردانی راب راینر است.

همچنین رمان «میزری» یک بار در سال ۱۹۹۰ به کارگردانی راب راینر و بازی هنرپیشگانی چون کتی بیتس و جیمز گان ساخته شد و توانست جایزه بهترین بازیگر زن اسکار را از آن خود کند. در سال ۲۰۱۵ نیز یک اقتباس تئاتری از این رمان با بازی لوری متکالف و بروس ویلیس روی صحنه رفت.

در ایران نیز بر اساس این رمان استیون کینگ یک نمایش رادیویی با عنوان «کابوس یک پرستار» در ۶ قسمت تولید و پخش شده است. ایوب آقاخانی تنظیم آن برای رادیو را بر عهده داشته است و نازنین مهیمنی آن را کارگردانی کرده است. اشرف‌السادات اشرف‌نژاد نیز تهیه‌کننده این اثر است.

در این نمایش رادیویی محسن بهرامی، مونا صفی، محمد پورحسن، محمد مجدزاده، حسن پورگل محمدی و نازنین مهیمنی به ایفای نقش پرداخته‌اند.

میرطاهر مظلومی گوینده، نرگس موسی‌پور افکتور و مجید آینه صدابردار این نمایش شنیدنی هستند.

در دومین قسمت از این نمایش رادیویی می‌شنویم:

آنی یک ماشین تحریر و مقداری کاغذ برای پل می‌آورد و از او می‌خواهد تا داستانی جدید با عنوان «بازگشت میزری» بنویسد. آنی پل را وادار می‌کند تا کاری کند که میزری نمیرد. پل از آنی قول می‌گیرد تا وقتی جلد جدید رمان را بنویسد، آنی به او اجازه بدهد که برود.

پل از آنی نوع دیگری از کاغذ می‌طلبد. آنی گمان می‌کند که پل نمی‌خواهد داستان او را بنویسد اما قانع می‌شود تا کاغذهای دیگری برای او بگیرد. در این میان، پل سنجاق سر آنی را با حیله‌ای از او می‌گیرد و پنهان می‌کند.

آنی با مشت روی زانوی شکسته پل می‌زند و پل درد زیادی می‌کشد. او می‌خواهد تا پل فراموش نکند چه کسی دست بالا را دارد. آنی از خانه خارج می‌شود تا کاغذ تهیه کند پل تلاش می‌کند تا در این موقعیت با استفاده از سنجاق سر از خانه خارج شود و قفل را باز کند اما روی زمین می‌افتد و بیهوش می‌شود. وقتی دوباره بیدار می‌شود با سنجاق سر در را باز می‌کند و روی میز می‌رود و داروهای خود را بر می‌دارد؛ در همین حال آنی سر می‌رسد و پل نیز نمی‌تواند تلفنی برای کمک خواستن پیدا کند. پل تلاش می‌کند تا زودتر به اتاق برگردد و در را نیز پشت سرش قفل می‌کند.

آنی باز می‌گردد و پل را عرق‌کرده می‌یابد و می‌رود تا قرصی برای پل بیاورد. حالا پل چاره‌ای ندارد جز آنکه ادامه میزری را بنویسد.

آیا پل با قرص‌ها و سنجاق سری که به دست آورده می‌تواند کاری انجام دهد؟ آنی واقعا با پایان میزری پل را رها می‌کند؟

باهم دومین قسمت از نمایش رادیویی «کابوس یک پرستار» را با مدت زمان ۲۵ دقیقه و ۱۴ ثانیه می‌شنویم.

Rate this post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *