از مسیریاب تا موشک کروز؛ فناوری‌های روزمره چگونه ابزار نظامی می‌شوند؟

از مسیریاب تا موشک کروز؛ فناوری‌های روزمره چگونه ابزار نظامی می‌شوند؟
Rate this post

یادداشت مهمان – محمدامین الله‌داد، رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی؛ تصویر اول: فرض کنید در ترافیک سنگین تهران گیر افتاده‌اید. اپلیکیشن مسیریاب گوشی را باز می‌کنید و در عرض چند ثانیه، بهترین مسیر را به شما نشان می‌دهد. کوتاه‌ترین، کمترین چراغ قرمز و دورتر از خیابان‌هایی که بسته هستند. اپلیکیشن مسیریاب جلوه‌ی جذابی از کمک فناوری به زندگی روزمره است.

حالا یک تصویر دیگر: در یک پایگاه نظامی، اپراتور پشت میز فرمان، مختصات هدفی را وارد سامانه می‌کند. موشک کروز لحظاتی بعد از میان هزارتوی دره‌ها، کوه‌ها، آسمان خراش‌ها و سامانه‌های سپر دفاعی خودش را به هدف می‌رساند. سریع‌ترین مسیر و کمترین مواجهه با پدافند.

دو تصویر فوق را مقایسه کنید. به نظر شما زیرساخت اجرای این دو سناریو چقدر تفاوت دارد؟

واقعیت این است که تقریبا همان الگوریتمی که در زمان رانندگی به ما می‌گوید کدام مسیر را برویم، به خلبان جنگنده و موشک می‌گوید از کدام طرف رادارها را دور بزنند. همان شبکه عصبی که چهره‌ شما را در فیلتر اینستاگرام تشخیص و تغییر می‌دهد، می‌تواند در یک پهپاد شناسایی، یک فرد را از بین هزاران نفر ردیابی و شکار کند. همان مجموع داده‌ ترافیکی که یک استارتاپ جوان برای بهبود حمل‌ونقل شهری جمع می‌کند، وقتی در اختیار یک قرارگاه نظامی قرار بگیرد، تبدیل می‌شود به نقشه دقیق از راه‌های نفوذ و محاصره‌ی یک شهر.

به این فناوری‌ها در اصطلاح، «فناوری‌های دو-کاربرده» (Dual-Use)می‌گویند. در این مفهوم، یک فناوری خاص مرز میان صلح و جنگ را پشت سر می‌گذارد، بدون این‌که کوچک‌ترین تغییری در کدهایش ایجاد شود. تنها «نیت» و «نهاد متولی» تغییر کرده است. باید توجه داشت که فناوری ذاتاً خنثی است؛ این «قرارداد اجتماعی» و «نحوه حکمرانی» بر آن است که آن را خوب، بد یا مرگبار می‌کند.

بیایید باز هم ملموس‌تر سخن بگوییم:

– پهپادهای غیرنظامی که برای فیلمبرداری از مراسم عروسی و گزارش‌های خبری ساخته شده‌اند، با تغییر یک دوربین و نصب محفظه‌ی کوچک مواد منفجره، تبدیل به ابزاری دقیق برای هدف قرار دادن زره پوش های طرف مقابل می‌شوند.

– نرم‌افزارهای مدیریت ناوگان که به پیک سوپرمارکت‌ها و کامیون شرکت‌های پخش لبنیات و دارو می‌گویند کدام مسیر کوتاه‌تر است، در یک قرارداد جدید، می‌توانند به ارتش بگویند کاروان لجستیکی تدارکات را چگونه از میان کمین‌گاه‌های دشمن عبور دهد.

– واقعیت افزوده (AR) که در اپلیکیشن‌های مبلمان به شما نشان می‌دهد مبل جدید در اتاقتان چه شکلی است، در عین حال به سربازان روی زمین نشان می‌دهد که پشت کدام دیوار، سرباز و تک‌تیرانداز خودی و غیر خودی کمین کرده است.

سوال اصلی اینجاست: آیا یک استارتاپ خلاق و بامزه که به خیال ما یا خودش برای رفاه مردم کد می‌نویسد، می‌داند دارد روی «نسخه غیرمسلح» یک فناوری جنگی کار می‌کند؟

پاسخ روشن است: نه، اغلب نمی‌دانیم و نمی‌داند… و دقیقاً همین «ندانستن» یا «نخواستن دانستن»، حساس‌ترین نقطه‌ی تحلیل رفتار زیست‌بوم‌های استارتاپی است. طبقه متوسط در هر نقطه از جهان مدرن، هر روز از این فناوری‌ها استفاده می‌کنند بدون اینکه بدانند این «ابزار رفاه» چقدر به «سلاح کشتار» نزدیک است. گاهی تمایز میان «اپلیکیشن مسیریاب» و «سیستم هدایت موشک شلیک شده از جنگنده» فقط یک تنظیم کوچک در پارامترهای الگوریتم‌ها است.

زمانی که کاربر از اپلیکشین کشور دیگری استفاده می‌کند، یا سازمان ارائه دهنده خدمت در حفظ حریم خصوصی یا امنیت داده‌های کاربران سهل انگاری می‌کند، هزینه‌ها شاید خیلی فراتر از یک مزاحمت تلفنی یا مالباختگی ساده باشند.

در میان کاربران فضای مجازی این پرسش‌ها زیاد مطرح می‌شود که: «مگر داده‌ی من چه اهمیتی دارد؟»، «حالا این‌که آدرس من کجاست برای چه کسی مهم است؟»، «مگر من که هستم که عکس و اطلاعاتم در شبکه اجتماعی و پیام رسان، اهمیتی برای سران کشورها داشته باشد؟» و «حالا اگر مثلاً من یک نفر به جای نشان و بله‌ی ایرانی، از ویز اسرائیلی و واتسپ امریکایی استفاده کنم چه اتفاقی می‌افتد؟».

موضوع از جایی خطرناک می‌شود که گاهی از سطح کاربر عمومی بالاتر می‌رود و رد پایش در سخنان بعضی از مسئولان کشور نیز به شکل یک مسئله‌ی حل نشده دیده می‌شود.

یک سوال مهم را از خودتان بپرسید: «آخرین باری که مثلاً قفل گوشی‌ام با دیدن صورتم باز شد و بعد اینستاگرام را باز کردم و دسترسی به گالری و لوکیشنم را دادم، واقعاً به چه کسی اجازه دادم عکس‌های شخصی‌ام، الگوی چهره‌ام و نشانی خانه‌ام را ببیند؟ و سفر این داده‌ها، حتی با چند واسطه بعد، به کجا ختم می‌شوند؟»

پاسخ من؟ مطمئن نیستم! شاید فقط در سرورهای پشتیبان همان اپلیکیشن، یا شاید هم در سرورهای هوش مصنوعی پشتیبان اتاق فرمان موشکی که همین چند ماه پیش سر از آسمان محل زندگی شما یا یکی از آشنایانتان درآورد…

به عنوان یک پژوهشگر و یک مسئول، تصمیم گرفتم کمی در این خصوص بنویسم تا به سهم خودم به کاربران خیرخواه فناوری ادای دین کرده باشم.

این اولین یادداشت از یک سلسله یادداشت 5 تایی است که قرار است به لایه‌های زیرین دنیای فناوری‌های نوین بپردازد. لایه‌هایی که به اندازه‌ی آن‌چه در بهره برداری روزمره می‎بینیم، ساده و بامزه نیستند. البته غرضم از نوشتن این‌ها ترساندن دیگران از فناوری‌هایی که خودم مدام در حال استفاده از آن‌ها هستم نیست. بلکه توجه به این حق هر کاربر است که لااقل کمی نسبت به ذات پیچیده‌ی لایه‌های دیگر کاربری اطلاعاتش هم آگاه باشد.

در یادداشت بعدی توضیح خواهم داد که چگونه یک استارتاپ بسیار پیشرو، بامزه و باکلاس، بدون توطئه و نقشه قبلی، گام به گام به سمت تسلیحاتی شدن سوق داده می‌شود.

Rate this post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *