سفری به خاطرات دهه شصت؛ برای حضور در جشنواره کودک بلیت جعل می‌کردیم!

سفری به خاطرات دهه شصت؛ برای حضور در جشنواره کودک بلیت جعل می‌کردیم!
Rate this post

خبرگزاری مهر- گروه هنر؛ فیلم سینمایی «دو تفنگدار» به نویسندگی و کارگردانی مهدی شفیعی یکی از آثار بخش مسابقه فیلم‌های بلند داستانی سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان است؛ فیلمی که داستان ۲ نوجوان را در بستر اتفاقات دهه ۶۰ و دوران جنگ روایت می‌کند.

به همین بهانه گفتگویی با مهدی شفیعی نویسنده و کارگردان «دو تفنگدار» و حامد احمدجو بازیگر این فیلم انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید:

سفری به خاطرات دهه شصت؛ برای حضور در جشنواره کودک بلیت جعل می‌کردیم!


*آقای شفیعی پرداختن به تاریخ برای کودک نیازمند مولفه‌هایی است، درباره این مسئله و اینکه ایده «دو تفنگدار» از کجا شکل گرفت توضیح بدهید.

شفیعی: شخصا چند دهه است که در حوزه فیلم، سینما و تلویزیون فعالیت می‌کنم و دغدغه فیلمسازی همیشه با من بوده است. به نظرم بهترین سوژه‌ها برای یک فیلمساز معمولاً از خودش می‌آید؛ از خاطرات، آدم‌هایی که می‌شناسد، فضاهایی که تجربه کرده و اتفاقاتی که دیده است. من تعدادی سوژه و خاطره داشتم که فکر می‌کردم قابلیت تبدیل شدن به فیلم را دارند. یکی از آنها خاطره‌ای گنگ از دهه شصت با پس‌زمینه جنگ بود که به تدریج تبدیل به ایده اصلی «دو تفنگدار» شد. یک مسئله دیگر هم برایم اهمیت داشت؛ ما در طول جنگ هشت ساله حدود ۳۶ هزار دانش‌آموز شهید داشتیم اما بخش زیادی از این نوجوانان کمتر در سینما دیده شده‌اند. معمولاً وقتی درباره نوجوان شهید صحبت می‌کنیم، نمونه‌هایی را به یاد می‌آوریم که یک عمل قهرمانانه مشخص انجام داده‌اند. در حالی که تعداد زیادی از نوجوانان در یک عمل قهرمانانه جمعی به نام دفاع از کشور شرکت کردند. ممکن است یکی از آنها یک ماه در جنگ حضور داشته باشد، دیگری ۲ ماه و فرد دیگری در همان هفته‌های نخست اتفاقی برایش رخ داده باشد. لزوماً همه آنها یک کنش قهرمانانه مستقل نداشتند اما در یک اتفاق جمعی نقش داشتند. همین موضوع برای من جذاب بود و باعث شد با سرمایه شخصی سراغ ساخت فیلم بروم.

ما در طول جنگ هشت ساله حدود ۳۶ هزار دانش‌آموز شهید داشتیم اما بخش زیادی از این نوجوانان کمتر در سینما دیده شده‌اند. معمولاً وقتی درباره نوجوان شهید صحبت می‌کنیم، نمونه‌هایی را به یاد می‌آوریم که یک عمل قهرمانانه مشخص انجام داده‌اند. در حالی که تعداد زیادی از نوجوانان در یک عمل قهرمانانه جمعی به نام دفاع از کشور شرکت کردند

*آقای احمدجو شما جزو آخرین بازیگرانی بودید که به پروژه اضافه شدید. چه چیزی باعث شد این نقش را بپذیرید؟

حامد احمدجو: بله من تقریباً جزو آخرین نفرهایی بودم که به پروژه اضافه شدم و شرایط هم خیلی فشرده بود. دخترم تازه به دنیا آمده بود و فکر می‌کنم حدود یک ماهش نشده بود که مجبور شدیم از تهران به اصفهان بیاییم و سر پروژه حاضر شوم‌. آقای شفیعی را هم پیش از آن نمی‌شناختم و همان‌جا با هم آشنا شدیم. جالب این بود که قرار بود از لهجه اصفهانی استفاده کنم. من اصالتاً اهل میمه اصفهان هستم اما تا آن زمان اصفهانی صحبت نکرده بودم و فرصت زیادی هم برای آماده شدن نداشتم. همان‌جا شروع کردم به تمرین لهجه. این موضوع یکی از چالش‌های جذاب کار برای من بود. از طرف دیگر تولد دخترم و حضور در یک فیلم کودک برایم معنای خاصی داشت. همیشه در ذهنم بود که اگر روزی بچه‌دار شدم، دوست دارم در یک کار کودک حضور داشته باشم تا فرزندم بتواند آن را ببیند. این اتفاق برایم خیلی شیرین بود.

*چرا دهه شصت را برای روایت این قصه انتخاب کردید؟

شفیعی: برای من دهه شصت فقط یک دوره تاریخی نیست. اگر یک نوجوان امروز بتواند خودش را در شخصیت اصلی فیلم ببیند، دیگر مسئله صرفاً مربوط به دهه شصت نیست. آن نوجوان با مسائلی مثل استقلال، اینکه بتواند از پس کارهای خودش بربیاید، انتخاب کردن و پذیرفتن مسئولیت مواجه است؛ مسائلی که امروز هم وجود دارند. اگر نوجوان امروز بتواند با شخصیت فیلم همذات‌پنداری کند و از خودش بپرسد «اگر من جای او بودم چه کار می‌کردم؟»، آن وقت وارد فضای تاریخی فیلم هم می‌شود. از طرف دیگر مخاطبی که آن دوره را زندگی کرده، ممکن است خودش را در آن نوجوان ببیند و خاطرات خودش را به یاد بیاورد.

*تجربه بازی در فضای کودک و نوجوان برای شما چه تفاوتی با دیگر نقش‌ها داشت؟

حامد احمدجو: وقتی به کودکی فکر می‌کنیم، نوستالژی بخش مهمی از آن است. برای من، لهجه اصفهانی و فضای فیلم خیلی زود این نوستالژی را زنده کرد. نسل من با «قصه‌های مجید» بزرگ شده است. نمی‌توانیم آن شخصیت‌ها و فضای آن مجموعه را فراموش کنیم. حضور آقای باقربیگی در «دو تفنگدار» هم برای من جذاب بود، چون من و ایشان تقریباً هم‌نسلیم و من با شخصیت مجید و آن مجموعه بزرگ شده‌ام. بنابراین وقتی در کنار او قرار گرفتم، بخشی از همان خاطرات کودکی دوباره برایم زنده شد.

*فیلم برای مخاطب نوجوان امروز ساخته شده است، چطور تلاش کردید با این مخاطب ارتباط برقرار کنید؟

شفیعی: من با این پیش‌فرض که نسل امروز به دلیل تفاوت‌های تکنولوژیک و نسلی، دیگر با چنین قصه‌هایی ارتباط برقرار نمی‌کند، کمی مخالفم. به نظرم ما در درجه اول باید قصه بگوییم. نسل‌های مختلف اگر با یک قصه خوب مواجه شوند، می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. ممکن است تکنولوژی، اکشن یا جذابیت‌های تصویری به فیلم کمک کنند اما اصل ماجرا قصه است. رویکرد من در «دو تفنگدار» کاملاً انسانی است. ۲ نوجوان در یک شرایط انسانی قرار می‌گیرند و اتفاقاتی برایشان رخ می‌دهد. تلاش کردیم در کنار فضای رئال فیلم، از امکانات و تکنولوژی‌های امروز هم استفاده کنیم اما نمی‌خواستیم تکنولوژی جای قصه را بگیرد.

سفری به خاطرات دهه شصت؛ برای حضور در جشنواره کودک بلیت جعل می‌کردیم!

*وقتی فیلمنامه را خواندید، چه چیزی در آن برایتان جذاب بود؟

حامد احمدجو: وقتی فیلمنامه را خواندم، به نظرم چیزی را که یک فیلم برای کودک و نوجوان باید داشته باشد، در خودش داشت. حتی در بخش‌هایی که فضای داستان جدی و خشک بود، مثل فضای کلانتری، فیلمنامه شیرینی و جذابیت خودش را حفظ می‌کرد. این برای من مهم بود که فیلم صرفاً به دلیل حضور کودک، کودکانه نباشد بلکه داستان خودش را داشته باشد و مخاطب را همراه کند. از طرف دیگر پشت صحنه «دو تفنگدار» برای من بسیار جذاب و دوست‌داشتنی بود. فکر می‌کنم این حال خوب و انرژی پشت صحنه تا حدی به جلوی دوربین هم منتقل می‌شود.

*یکی از ویژگی‌های فیلم، فاصله گرفتن از کلیشه‌های رایج آثار جنگی است. این اتفاق چطور شکل گرفت؟

شفیعی: «دو تفنگدار» اتفاقاً یک فیلم شهری است. فیلم در فضای صنعتی اصفهان ساخته شده و قرار نیست تصویری کلیشه‌ای از جنگ ارائه دهد. ما در طول هشت سال جنگ، با یک مرز طولانی و مجموعه‌ای از اقلیم‌ها و فرهنگ‌های مختلف روبه‌رو بودیم. جنگ فقط در یک نقطه اتفاق نمی‌افتاد و آثارش به شهرهای مختلف کشور می‌رسید، بمباران، موشک‌باران، حضور مردم و بسیج عمومی برای دفاع از کشور، همه بخشی از آن دوران بود. بنابراین نوجوانی که در خوزستان زندگی می‌کرد، تجربه متفاوتی از جنگ داشت با نوجوانی که در اصفهان یا تهران زندگی می‌کرد. یکی از ۲ نوجوان فیلم هم اصفهانی و دیگری آبادانی است و همین موضوع، مسئله مهاجرت و همزیستی آدم‌هایی با پیشینه‌های متفاوت را هم وارد قصه کرده است.

در گذشته برای جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان کل شهر را برای بچه‌ها رنگ می‌کردند. اصفهان خودش شهر زیبایی است، زاینده‌رود، سی‌وسه‌پل و آن فضای شهری را تصور کنید که ناگهان پر از رنگ و نقاشی و نشانه‌های کودکانه می‌شد*حضور در این فیلم برای شما چقدر با خاطرات اصفهان و سینمای کودک گره خورد؟

حامد احمدجو: برای من اصفهان و جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان خاطرات زیادی دارد. جشنواره که برگزار می‌شد، انگار کل شهر را برای بچه‌ها رنگ می‌کردند. اصفهان خودش شهر زیبایی است، زاینده‌رود، سی‌وسه‌پل و آن فضای شهری را تصور کنید که ناگهان پر از رنگ و نقاشی و نشانه‌های کودکانه می‌شد. برای بچه‌ای که آن زمان در خیابان‌های شهر با پدر و مادرش رفت‌وآمد می‌کرد، انگار شهر برای او ساخته شده بود. یکی از خاطراتم این است که حتی برای دیدن فیلم‌های جشنواره بلیت جعل می‌کردیم! البته خیلی‌ها این کار را می‌کردند یا بلیت تمام شده بود یا شرایط مالی اجازه نمی‌داد. اما آن‌قدر علاقه داشتیم که به هر شکلی می‌خواستیم فیلم‌ها را ببینیم.

*در طراحی فضای اصفهان چقدر به مؤلفه‌های بومی توجه داشتید؟

شفیعی: اصفهان برای من فقط یک لوکیشن نبود. یکی از نکاتی که باید در نظر می‌گرفتیم، این بود که اصفهان دهه شصت را درست بازنمایی کنیم. بخشی از بازیگران را از میان چهره‌های اصفهانی انتخاب کردیم؛ بازیگرانی که در سطح کشور هم فعالیت دارند، اما اصالتاً اصفهانی هستند. آقای باقربیگی و … از جمله این بازیگران هستند. بعضی بازیگران دیگر هم اصفهانی نبودند و باید لهجه را یاد می‌گرفتند. تلاش کردیم این موضوع تا حد امکان درست و طبیعی باشد. از طرف دیگر، یکی از شخصیت‌های اصلی آبادانی است. این انتخاب هم به فضای مهاجرت در سال‌های جنگ مربوط می‌شود. در آن دوران، شهرهایی مانند اصفهان میزبان خانواده‌هایی بودند که از مناطق جنگ‌زده آمده بودند.

*کار کردن با لهجه اصفهانی برای شما چطور بود؟

حامد احمدجو: من اصالتاً اصفهانی هستم اما تا قبل از این فیلم اصفهانی صحبت نکرده بودم. همین موضوع برایم جالب بود. یک نکته هم این است که بین لهجه و لحن تفاوت وجود دارد. اصفهان خودش لهجه‌های مختلفی دارد و در مناطق مختلف شهر هم تفاوت‌هایی دیده می‌شود. برای من مهم بود که لهجه صرفاً تبدیل به یک ادا نشود. باید بخشی از شخصیت باشد و در خدمت داستان قرار بگیرد.

سفری به خاطرات دهه شصت؛ برای حضور در جشنواره کودک بلیت جعل می‌کردیم!

*قهرمانی در «دو تفنگدار» چه معنایی دارد؟

شفیعی: یکی از نکاتی که برای من مهم بود این است که همه آدم‌ها الزاماً یک عمل قهرمانانه مستقل انجام نداده‌اند اما در یک عمل قهرمانانه جمعی شرکت کرده‌اند درواقع مثل یک بازی فوتبال است. ممکن است یک نفر گل بزند اما قبل از آن چند نفر پاس داده‌اند و در نتیجه نهایی نقش داشته‌اند. در جنگ هم همین اتفاق افتاده، یک نفر اسلحه به دست گرفته، یک نفر رانندگی کرده، یک نفر امکاناتش را در اختیار دیگران گذاشته و حتی ممکن است یک پیرزن تنها چیزی را که داشته است، برای کمک به جبهه بخشیده باشد. به نظرم ارزش این مشارکت جمعی باید دیده شود. قهرمانی فقط متعلق به کسی نیست که یک کار بزرگ و قابل ثبت انجام داده است.

*آیا تجربه جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در مسیر ورود شما به سینما تأثیر داشت؟

شفیعی: قطعاً بی‌تأثیر نبود. هیچ‌کس نمی‌تواند در فضای هنری فعالیت کند و ریشه‌ای در کودکی خودش نداشته باشد. اگر کسی امروز خلاقیتی دارد، سرچشمه بسیاری از آن به کودکی‌اش برمی‌گردد. نسل ما خوش‌شانس بود که فیلمسازانی مثل کیارستمی، بیضایی، پوراحمد و دیگران برای کودکان و نوجوانان فیلم می‌ساختند. آثار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم بخش مهمی از این تجربه بود. من خودم در سال‌های گذشته در حوزه کودک و نوجوان فعالیت داشته‌ام و ۲ کار را نیز تهیه کرده‌ام؛ «شب‌نشینی» و «دم‌زری» به کارگردانی غلامرضا رمضانی. «شب‌نشینی» در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان جایزه ویژه هیئت داوران گرفت.

در دوره‌ای که ما بزرگ شدیم، سینمای کودک خیلی قدرتمند نبود اما جشنواره باعث می‌شد ما سینمای کودک را تجربه کنیم

*جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان از نگاه شما چه اهمیتی دارد؟

حامد احمدجو: من فکر می‌کنم یکی از چیزهایی که ما اصفهانی‌ها خیلی خوب درک می‌کنیم، قدرت همین جشنواره برای سینمای کودک است. در دوره‌ای که ما بزرگ شدیم، سینمای کودک خیلی قدرتمند نبود اما جشنواره باعث می‌شد ما سینمای کودک را تجربه کنیم. تلویزیون هم در آن دوران نقش مهمی داشت. «قصه‌های مجید» یکی از نمونه‌های مهم آن بود و خیلی از بچه‌ها با دیدن چنین آثاری رویاپردازی می‌کردند. من خودم فکر می‌کنم بخشی از علاقه‌ام به سینما از همین تجربه‌ها آمده است. امروز که خودم بچه دارم، این دغدغه برایم جدی‌تر شده که اولین مواجهه بچه من با تصویر و سینما چه چیزی خواهد بود.

*شما هم معتقدید جشنواره می‌تواند در تربیت نسل جدید فیلمسازان و مخاطبان مؤثر باشد؟

شفیعی: بله. جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان برای نسل ما فقط یک رویداد سینمایی نبود. فضای شهر را تغییر می‌داد و بچه‌ها را با سینما، فیلم‌های ایرانی و آثار کشورهای دیگر آشنا می‌کرد. به نظرم وجود چنین جشنواره‌ای ضروری است، اما نباید فقط به یک جشن محدود شود. جشنواره باید بر تولیدات سینمای کودک و نوجوان هم اثر بگذارد و فیلمسازان و سرمایه‌گذاران را برای فعالیت در این حوزه ترغیب کند. سینمای کودک نه کاملاً سینمای تجاری است و نه می‌توان انتظار داشت همیشه با معیارهای فروش سنجیده شود. به همین دلیل نیاز به حمایت و بسترسازی دارد. امیدوارم جشنواره همچنان ادامه پیدا کند و از نظر کیفیت، عمق و استمرار تقویت شود.

*«دو تفنگدار» قرار است چه چیزی برای مخاطب نوجوان امروز داشته باشد؟

حامد احمدجو: فکر می‌کنم فیلم می‌تواند برای ۲ گروه جذاب باشد؛ هم برای نوجوانی که امروز زندگی می‌کند و شاید بسیاری از آن تجربه‌ها را ندارد و هم برای پدر و مادری که آن دوران را زیسته‌اند. برای والدین، فیلم می‌تواند یادآور کودکی و نوجوانی خودشان باشد. برای بچه‌ها هم می‌تواند تصویری از نوع دیگری از کودکی ارائه دهد؛ کودکی‌ای که در آن بازی، شیطنت، دوستی و تجربه کردن بخش مهمی از زندگی بود. اگر بتوانیم این ۲ گروه را کنار هم بنشانیم و هر ۲ از فیلم چیزی دریافت کنند، به نظرم اتفاق خوبی افتاده است.

شفیعی: من هم فکر می‌کنم در نهایت همه چیز به قصه برمی‌گردد. «دو تفنگدار» در دهه شصت اتفاق می‌افتد، اما درباره مسائلی است که هنوز برای یک نوجوان امروز وجود دارد؛ استقلال، دوستی، انتخاب، مسئولیت و رسیدن به بلوغ. اگر مخاطب نوجوان بعد از دیدن فیلم با خودش فکر کند «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»، یعنی فیلم توانسته با او ارتباط برقرار کند.

Rate this post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *