کودکان در فضای مجازی؛ مسئولیتی که نمیتوان نادیده گرفت
فضای مجازی امروز بخش جداییناپذیری از زندگی مردم است. بخش بزرگی از ارتباطات، آموزش، فعالیتهای فرهنگی و کسبوکارها در این فضا شکل گرفته و دسترسی به ارتباطات و اطلاعات نیز به یکی از نیازهای اساسی زندگی امروز تبدیل شده است. به همین دلیل، دیگر نمیتوان فضای مجازی را پدیدهای فرعی یا قابل حذف از زندگی اجتماعی دانست.
در کنار این ظرفیت گسترده، فضای مجازی چالشها و مخاطراتی نیز به همراه دارد؛ از کلاهبرداری و جعل گرفته تا نقض حریم خصوصی، سوءاستفاده از اطلاعات افراد و انتشار محتواهای نامناسب. طبیعی است که نهادهای مسئول باید برای کاهش این مخاطرات و ایجاد محیطی امنتر برنامه داشته باشند.
کودکان را نمیتوان از فضای دیجیتال جدا کرد
این موضوع درباره کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری دارد. فرزندان امروز از سالهای ابتدایی زندگی با اینترنت، شبکههای اجتماعی و ابزارهای دیجیتال آشنا میشوند. همهگیری کرونا نیز این روند را سرعت بخشید و برای مدتی حتی بخش مهمی از آموزش دانشآموزان دوره ابتدایی و کودکان مهدکودکی به فضای مجازی منتقل شد.
بنابراین، حذف فضای مجازی از زندگی و آموزش کودکان نه ممکن است و نه راهحل مناسبی به نظر میرسد. مسئله اصلی این است که چگونه میتوان محیطی ایجاد کرد که کودکان ضمن بهرهمندی از ظرفیتهای فضای دیجیتال، در برابر مخاطرات آن نیز تا حد امکان محافظت شوند.
این مسئولیت تنها بر عهده خانوادهها نیست. نهادهای دولتی، تنظیمگران، بخش خصوصی و نهادهای مردمی و اجتماعی هرکدام بخشی از این مسئولیت را بر عهده دارند.
دولت باید زیرساخت فعالیت امن کودکان را فراهم کند
در حوزه حکمرانی، دستگاههای مسئول باید از طریق قانونگذاری، نظارت، ایجاد سازوکارهای حمایتی و فراهم کردن امکان پیگیری حقوقی تخلفات، زیرساخت لازم برای حضور امن کودکان در فضای مجازی را ایجاد کنند.
این حمایت فقط به مقابله با تخلف محدود نمیشود. کودکان به خدمات آموزشی، فرهنگی و محتوایی متناسب با سن و شرایط خود نیز نیاز دارند و باید بسترهای مناسب و امن برای دسترسی آنان به چنین خدماتی وجود داشته باشد.
در کشورهای مختلف برای پاسخ به این نیاز از روشهای متفاوتی استفاده شده است. ابزارهای کنترل والدین یا «Parental Control» یکی از این راهکارهاست که به خانوادهها امکان میدهد متناسب با سن فرزند خود بر نوع و میزان استفاده او از خدمات دیجیتال نظارت داشته باشند. در کنار آن، در برخی کشورها نهادهای عمومی از توسعه خدمات و محصولات دیجیتال ویژه کودکان، از جمله برنامهها و محتوای آموزشی، حمایت میکنند.
جای خالی سیاست توسعهای در حوزه کودک دیجیتال
در ایران، با وجود نقش گسترده دولت و نهادهای عمومی در تنظیمگری فضای مجازی، به اعتقاد من سیاستگذاری و اقدامات توسعهای در حوزه کودک دیجیتال متناسب با اهمیت این حوزه نبوده است.
«سند صیانت از کودکان و نوجوانان در فضای مجازی» چند سال قبل در شورای عالی فضای مجازی تصویب شد و قرار بود وظایف و جهتگیری دستگاههای مختلف در این زمینه را مشخص کند. با این حال، بخش قابل توجهی از ظرفیتهای پیشبینیشده در این حوزه به مرحله اجرا نرسیده است.
موضوع سواد رسانهای نیز وضعیت مشابهی دارد. آموزش سواد رسانهای میتواند به کودکان و نوجوانان کمک کند تا اطلاعات را بهتر ارزیابی کنند، مخاطرات فضای مجازی را بشناسند و در مواجهه با افراد، محتواها و موقعیتهای پرخطر از خود محافظت کنند. با این حال، برنامههای این حوزه نیز هنوز به گستردگی مورد نیاز اجرا نشدهاند.
بخش خصوصی نیز مسئولیت دارد
در سوی دیگر، کسبوکارهایی که به کودکان و نوجوانان خدمات ارائه میکنند نیز مسئولاند. ردهبندی سنی محتوا، نظارت بر محتوای عرضهشده و توجه به زمینههای فرهنگی و اجتماعی کشور از جمله الزاماتی است که باید در طراحی و ارائه خدمات ویژه کودک جدی گرفته شود.
اما نمیتوان همه مسئولیت را متوجه ارائهدهندگان داخلی کرد، در حالی که زیرساخت لازم برای رشد این صنعت فراهم نشده است.
امروز بخش قابل توجهی از مصرف محتوای دیجیتال کودکان ایرانی در پلتفرمها و بسترهای خارجی اتفاق میافتد؛ پلتفرمهایی که لزوماً متناسب با شرایط فرهنگی، آموزشی و نیازهای کودکان ایرانی طراحی نشدهاند. این مسئله نشان میدهد که توسعه خدمات داخلی ویژه کودک باید به یک موضوع جدی در سیاستگذاری فضای مجازی تبدیل شود.
توسعه کودک دیجیتال الزاماً به بودجه دولتی وابسته نیست
حمایت از این حوزه الزاماً به این معنا نیست که دولت بهصورت مستقیم منابع مالی در اختیار کسبوکارها قرار دهد. در بسیاری از موارد، مهمترین حمایت دولت میتواند تسهیل فعالیت بخش خصوصی و برطرف کردن موانع توسعه بازار باشد.
یکی از مسائل مهم در این زمینه، ایجاد زیرساختهای مناسب و قابل اتکا برای پرداخت و درآمدزایی خدمات دیجیتال ویژه کودکان است. اگر مدل اقتصادی پایداری برای تولیدکنندگان محتوای کودک، پلتفرمها و توسعهدهندگان خدمات آموزشی و فرهنگی شکل نگیرد، نمیتوان انتظار داشت یک زیستبوم قدرتمند و رقابتپذیر داخلی ایجاد شود.
هدف نباید دور کردن کودک از فناوری باشد. مسئله اصلی این است که کودک ایرانی بتواند در محیطی متناسب با سن، نیازها و فرهنگ خود از امکانات دنیای دیجیتال استفاده کند. تحقق چنین هدفی نیز نیازمند تقسیم مسئولیت میان خانواده، دولت، تنظیمگران، نهادهای اجتماعی و بخش خصوصی است.